امروز یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳

توسعه ناقص با محوریت دفاع مقدس

کد خبر: 3645
زمان انتشار: ۴ مهر ۱۴۰۰ - ۱۷:۴۷ بعد از ظهر -
33 بازدید

یادداشت روز به قلم علی اکبر مختاری؛

توسعه ناقص با محوریت دفاع مقدس

 

اخیرا شهردار تهران  با اشاره به حضور تعداد کثیری از شهدای دفاع مقدس و مدافعان حرم در گلزار شهدای بهشت زهرا اظهار داشته اند بهشت زهرا باید به قطب فرهنگی کشور تبدیل شود. هر ساله بمناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس برنامه های متنوعی از سوی نهادها و سازمانهای نظامی و دولتی اجرا میگردد و سعی شده در این سالها از جنگ هشت ساله بین ایران و عراق الگوهایی در حوزه فرهنگ، اجتماع، مدیریت و حکمرانی ارائه شود. اظهارات شهردار تهران نیز در همین راستا می باشد.

 

جنگ ویرانگری که هزینه های مادی و معنوی سنگینی برای ایران داشت موجب افزودن تجربه های نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی شد و  تقویت بنیه نظامی و مردمی شدن دفاع از محسنات این رویداد بود. جنگ در هر زمان و مکانی موجب تباهی و ویرانی ملتها شده است و ایران هم از این قاعده مستثنی نیست ولی این جنگ هشت ساله تاثیرات شگرفی بر ارزشهای نظام حکمرانی و رفتار نخبگان سیاسی داشته است. هم اکنون پس از چند دهه کماکان ادبیات جنگ و مقاومت در همه امور از فرهنگ و آموزش تا ارزشیابی افراد و بهره مندی از امتیازات دولتی تعیین کننده است. با توجه به تغییرات بین نسلی و تحول فضای اجتماعی آیا میتوان برای همه دورانها از الگوهای جنگ برای توسعه بهره برد. تجویزات فرهنگی سیاستمداران همانند قرار دادن بهشت زهرا بعنوان قطب فرهنگی و تقدس سازی چنین اماکنی به چه اندازه به توسعه، رشد اخلاق اجتماعی وارتقای حسن رفتار شهروندان کمک میکند و پرسشی اساسی تر مطرح است که الگوهای  نظام حکمرانی بر پایه جهاد و جنگ به چه اندازه موثر بوده و آیا میتواند در همه شرایط و دورانها موفق باشد؟

 

در دوران معاصر جنبشهای اسلامی که در خاورمیانه ظهور کرده اند چنانچه پیروز شده و فرصت حکومتداری یافته اند اکثرا با تفسیرهای گوناگون رهبران خود، قصد توسعه و گسترش نفوذ خود در جهان دارند. این عقیده برگرفته از متون دینی و تفاسیری است که با برداشتهای فرقه ای همراه میشود و پیروان را متقاعد میکند که بر پایه گسترش اسلام به همه بلاد(بلادکفر) یا کمک به محرومان و مستضعفان جهان و یا مقابله با اغیار ودیگر ادیان نیازمند روحیه جنگجویی و سلحشوری باشند و باید آماده جنگ و دفاع بود. این اندیشه در ابتدای جنگ و در شرایط روحیه انقلابی اوایل دهه شصت در ایران استمرار داشت و برخی بدنبال صدور انقلاب و فتح دیگر سرزمینها بودند. اندیشه و گفتمانی که امروز در افغانستان توسط گروه طالبان ترویج میشود مصادق جهانگیری و اسلامی سازی همه عالم است. با این توصیف چنانچه این عقیده بعنوان پایه و اساس توسعه قرار گیرد به جز درگیر شدن دائم و فرسایشی با گروهها و دولتهای غیر خودی و عادت به موضعگیری و دشمن سازی و  انحراف از تعالی و توسعه راه به جایی نخواهد برد. توسعه در شرایط آرامش و صلح و عقلانیت شکل میگیرد.

تاکید بر الگوههای جنگ  هشدار نسبت به دشمن بیرونی و آمادگی برای مقابله همیشگی با آن را ترویج میکند. در واقع  تمرکز افکار جامعه را از درون نگری و بررسی آسیبهای تاریخی  و چرایی توسعه نیافتگی دور کرده سعی دارد حواس جامعه به برون و دشمن بیرونی متمرکز شود و افرادی مطیع و سلحشور و قانع تربیت کند. این شرایط جایگزین رشد اخلاق اجتماعی، نوع دوستی، صلح و همبستگی اجتماعی شده است که بیش از پیش جامعه ایران بدان نیازمند است.

نکته دیگر در خصوص الگو پذیری از دفاع مقدس در نزد نخبگان اجرایی و تبعیت عملی از شهدا و فرهنگ ایثار است. افرادی که مروج الگوهای جهادی و انقلابی هستند برای باورپذیری نسل جوانی که هیچ درکی از گذشته جنگ ندارند باید از تضاد رفتاری بپرهیزند. افرادی که ظاهر کوخ نشینی دارند ولی در باطن کاخ نشین اند چگونه میتوانند افراد را به معنویت و زندگی ارزشی بر اساس الگوههای فرهنگ ایثار و شهادت دعوت کنند. در این سالها بسیاری از طرحهایی که بر پایه الگوهای جنگ و مقاومت شکل گرفته به سبب رفتار متناقض مجریان به جز اتلاف منابع و تشدید رفتارهای ضد فرهنگی بهره ای نداشته است.

نویسنده: علی اکبر مختاری

اشتراک گذاری