امروز دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳

حکمرانی حداقلی و گامهایی بدون مردم

کد خبر: 4327
زمان انتشار: ۹ آبان ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۷ بعد از ظهر -
112 بازدید

یادداشت روز به قلم علی اکبر مختاری؛

حکمرانی حداقلی و گامهایی بدون مردم

 

رئیس مجلس در اظهاراتی بیان داشتند یکی از مهمترین چالش‌های امروز ما در آغاز گام دوم انقلاب و پس از چهل سال این است که از ابتدای انقلاب هر چه زمان گذشت ما مردم را در عرصه‌های مختلف خرد خرد حذف کردیم. هر جا که دچار چالش و ناکارآمدی شدیم، جایی است که مردم را از تاثیر گذاری حذف کردیم.

 

پیروزی انقلاب اسلامی و تاسیس وتثبیت آن با مفهوم مردم عجین است و نظام اسلامی از بحرانها و تهدیدات بنیانی دهه اول و  پس از آن با تکیه بر حمایت مردم عبور کرده است. واژه مردم شامل آحاد شهروندان ایران است و فهم این موضوع برای افرادی که در درون قدرت سیاسی قرار گرفته اند بسی دشوار است. اینک  اقرار صاحبان مناصب در اینکه  خود را در بخش‌های مختلف دولتی جایگزین مردم کرده اند  و اصولگرایان پس از یکدست شدن قدرت به چنین نکته ای اقرار دارند جای امیدواری است .

 

مشکلی که در جمهوری اسلامی لاینحل مانده است تعریف دقیق و شفاف از واژه مردم است آیا مردم به معنای  سنتی آن یعنی رعیت که فقط تقلید میکند تعریف میشوند و گاها به امتی که فقط رسالت تبعیت دارد تعبیر میشود   یا مردم در معنای مارکسیستی آن توده یکپارچه ای هستند که باید در همه امور برابر بوده و در حمایت از نظام سیاسی مشارکت توده ای داشته باشند. در تعریف مدرن مردم جامعه بصورت تخصصی مورد بررسی قرار گرفته و از همگنی خارج شده دارای طبقات مختلف وکارکردهای مجزایی است و افراد  بعنوان شهروندان از آزادیهای اجتماعی و سیاسی برخوردار می باشند. در این تعریف که در قانون اساسی بدان اشاره شده است  مردم از حقوق و تکالیف خود آگاهی کامل داشته نسبت به تعیین و تغییر سرنوشت سیاسی خود قدرت تصمیم گیری دارند. تجربه نشان داده در دوره کنونی در ایران همیشه واژه مردم با موضوع مشارکت همراه  است و معنای مردم در کلام مسئولین توده ای تابع و پر احساس که هنگام انتخابات یا ایام راهپیمایی تبعیت و مشارکت دارند تعبیر میشود. لذا فهم این موضوع که مردم چیستند و کیستند برای افرادی که در قدرت قرار دارند بینشی بزرگ و انصافی سترگ  میخواهد و چنانچه همین واژه و کارکرد آن مورد مداقه قرار گیرد نتایج و رهیافتهای مطلوبی محقق میگردد. اکنون واژه مردم بدان سبب پر تکرار و برجسته شده است که عده ای بی اعتمادی و خلائ مردم را درحکومتداری احساس کرده اند و این تاکید  از روی ناچاری و فشار مضاعف تحریم و خزانه خالی و تهدید های امنیتی است.

واقعیتی که عیان است و اینک در بیانات شخصی که چندین دهه در مناصب مختلف تجربه مدیریت داشته مشاهده می شود و آن حذف کامل مردم و کوچک و وابسته کردن جامعه است. در دهه هفتاد پس از پایان یافتن جنگ و شروع سازندگی حاکمیت با تکیه بر درآمدهای نفتی و قدرت نظامی و امنیتی که پس از جنگ کسب کرده بود عملا مردم را به خانه هایشان فرستاد و با توزیع یارانه و حمایت از ایثارگران و آسیب دیدگان جنگ توسعه و پیشرفت را دولت محور یا قدرت محور ادامه داده است  و این رویه تاکنون ادامه داشته است.

جمهوری اسلامی بر بنیان مردمی استوار بود و این امر مهم با اعتماد بین مسئولین و مردم قوام یافته بود. سیاستها در این چند دهه به گونه ای بوده که بخشی از طبقه متوسط مردم به اپوزیسییون و منتقدان داخلی مبدل گشته اند و طبقه پایین و عامه نیز کوچک و نحیف و به ارتزاق کننده از دولت مبدل شده است  و اعتماد فیمابین با فساد و رانت و تبعیض و خویشاوندگماری از بین رفته است. برگشتن به شرایط اعتماد اولیه و دخالت دادن مردم و کمک گرفتن بسیار سخت است و ایثار و همبستگی و همتی بلند میخواهد که از این جناح تمامیت خواهی که همه نیروهای سیاسی و اجتماعی را از سپهر سیاست حذف کرده است بعید است.

 

نویسنده : علی اکبر مختاری

اشتراک گذاری