امروز جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

بی سوادی سفید از دغدغه‌های پنهان در جامعه

کد خبر: 6676
زمان انتشار: ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۰ بعد از ظهر -
125 بازدید

گزارش روز (گزارشگر: مائده شریفی)

بی سوادی سفید از دغدغه‌های پنهان در جامعه

 

بی سوادی سفید یا نوعی از بی سوادی که دیده نمی شود و یا اگر بخواهیم بهتر بگوییم شفاف و آشکار نیست. یعنی کسب علم تا درجات بالاتر ، تلاش بی امان شبانه روز برای تحصیل علم و کسب روزمه های بی شمار برای وجهه علمی و اجتماعی و شاید کسب شخصیت تحصیل زدگی اما بی نصیب از دانش زندگی.

 

بی سوادی سفید در نگاه اول ، مشاهده نمی‌شود و این نوع بی سوادی به کسی فشار نمی‌آورد. این نوع از بی سوادی به سادگی قابل سنجش نیست و در آمارها ثبت نمی‌شود. این نوع بی سوادی ، وقتی با انواع مدارک رنگارنگ دانشگاهی، تأیید و تقویت شود، ندانستن مرکب ( یا همان جهل مرکب) را باعث می‌شود. امروز فرد به ابزارهایی جدید برای ” تقویت بیسوادی” خود و دفاع از باورهای نادرست خود مجهز گشته است. بیسوادی سفید درد امروز جامعۀ ما و بسیاری از جوامع دیگر است.

 

هر یک به نوعی ، چنان در دام بیسوادی‌های سفید گرفتار شده‌ایم، که ترجیح می‌دهیم، از کنار این شکل جدید از بیسوادی ، آرام و بی صدا عبور کنیم تا تهدید‌های انکارناپذیر آن ، مسکوت و مغفول باقی بماند. به نظر می‌رسد ، امروز نیاز ما “سواد خواندن و نوشتن ” نیست بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش ، پرورش ، سواد ارتباط ، سواد انتقاد، سواد تحلیل ، سواد رسانه ، سواد استراتژی ، سواد مالی ، سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد. شاید بتوان برای همه اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد: سواد زندگی

مینو امامی یکی از افرادی بود که در این باره اظهار داشت: ما سواد زندگی یا مهارت لازم برای زندگی را باید بیاموزیم. این وظیفه هرچند باید جزئی از رسالت و وظیفه اساسی وزارت آموزش و پرورش باشد، اما اگر منتظر چنین تحولی بنشینیم هم خود و هم فرزندانمان متأسفانه از سواد زندگی بی بهره خواهند ماند. ما قرار نیست بی نهایت زندگی کنیم و شاید برای همین عقلا میگویند طول زندگی مهم نیست ، باید عرض زندگی را معنا و مفهوم ماندگار بخشید. هر یک از افراد جامعه در وسعت و غنابخشی معنای زندگی خویش باید بکوشند. جامعه ما از تلاش های جمعی گریزان است باید تعداد تلاش های فردی را بسیار افزود تا همه گیر گردد، یعنی من و شما باید حرکت کنیم.

امامی در ادامه سخنان خود عنوان نمود: بی سوادی سفید معضل و بحران جهان تحول یافته امروزی است جهانی که افراد آن با فراموش کردن رسالت انسانی با فراموش کردن هدف علم و یادگیری به شیوه‌هایی نامناسب از دانش و توانایی‌هایشان استفاده می‌کنند بی سوادی سفید درد خاموشی است که به علم و فرهنگ آسیب می‌رساند و سبب شکل‌گیری الگوهای اجتماعی مغایر با معیارهای جامعه سالم و پیشرفته می‌شود تهدیدی برای رشد اخلاق محور افکار و رفتارها است برای نظام آموزش و تربیت هر جامعه لذا لازم است تعریف درستی از هدف علم و یادگیری را نهادینه سازی نمائیم هدفی که سواد علمی را سبب شود.

وی با بیان اینکه آسیب‌هایی که تحول و توسعه انسان و جامعه را تهدید می‌کنند محصول بی سوادی سفید هستند تاکید کرد: نبود سواد علمی سبب خواهد شد دانش متخصص در مسیر سالم سازی و پیشرفت به‌کار گرفته نشود و جامعه با علم و اخلاق را نسازد از این نظر لازم است برنامه ریزی های علمی و اجتماعی در جهت شناخت و بسترسازی نگرش‌ها و الگوهای سواد علمی در نهادهای مختلف جامعه نهادینه سازی گردد.

مینو امامی ادامه داد: رسالت انسان از آموختن و تعهد و مسئولیتی که هر فرد نسبت به خود و جامعه دارد باید آموزش داده شود آموزش و پرورش باید با ساختاری رشد یافته مبتنی بر استانداردهای پیشرفت فرد و جامعه ارائه گردد آموزش و پرورش باید به نحوی باشد که محصول آن انسانی با علم و اخلاق شود جامعه‌ای سالم و پیشرفته با فرهنگ رشد یافته فرهنگی که هر فرد و نهاد اجتماعی مسئولانه در ساخت جامعه‌ای ایده آل مشارکت نماید وقتی نگاه به آموزش و تربیت نگاهی سواد محور بر مبنای اصول علمی و اخلاقی باشد علم مسیری مشخص همسو با انسانیت پیدا خواهد کرد و افراد متخصص، متعهد و با اخلاق خواهند بود جامعه دارای سطح مطلوبی از تعاملات و ارتباطات خواهد شد مردمی که می‌دانند چگونه با علم خود رفتار کنند و این یعنی سواد علمی الگویی که برای تحقق آن نیازمند تلاش همه جانبه هستیم.

امامی در آخر سخنان خود گفت: عدم توجه به آسیب‌های هر پدیده و نداشتن برنامه‌ریزی جهت مدیریت آن سبب خواهد شد دامنه تأثیر آن آسیب گسترش یافته و عوارض بیشتری جامعه را تهدید کند بی سوادی سفید یا نداشتن سواد علمی همچون هر نوع بحران در صورت عدم ارائه راهکارهای شناخت و مقابله با آن می‌تواند به نظام علمی و اخلاقی آسیب برساند و سیستم آموزش و پرورش را ناسالم سازد از این نظر لازم است با ارائه برنامه‌های سالم و مؤثر تربیتی و آموزشی الگوهایی رشد یافته مبتنی بر سواد علمی را در ساختارهای پرورشی جامعه نهادینه سازی کرد الگویی استاندارد که انسان‌ها را با علم و با اخلاق و جوامع را سالم و پیشرفته کند فرهنگی سواد محور که باید هدف افراد و نهادها شود تا جامعه‌ای با سواد علمی داشته باشیم.

علی سعدالدین یکی از صاحب نظرانی بود که در این باره بیان نمود: شکلی از سواد که در نخستین نگاه به ذهن خطور می کند این است که فرد از نوشتن و خواندن محروم باشد و این که چه کسی نمی تواند، اسم خود را روی برگه کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند، ارزان ترین نوع بی سوادی است که می توان با آن مبارزه کرد و به آن بی سوادی سیاه می گویند اما در مقابل کسانی که ظاهراً توانایی خواندن و نوشتن دارند و هر روز در فضای مجازی می نویسند و حرف می زنند و در کیف خود انواع مدرک آموزشی، گواهی پایان دوره و… را جای داده و با خود جا به جا می کنند و چه بسا مفاهیم استاد و کارشناسی و عناوین از این قبیل، البته از نوع کاذب را با خود یدک می کشند و نشانی از بی سوادی سیاه ندارند اما تمام وجودشان نشانه ای برای بی سوادی سفید است.

سعدالدین تصریح نمود: بی سوادی سیاه از بین رفته است، ولی خبرهای منتشر شده از ورشکستگی و تعطیلی کتابفروشی هایی که در مناطق مرفه نشین به گوش می رسد و جای خود را به مغازه های چلوکبابی و ساندویچی و فست فود می دهد و بی دلیل نیست که بیشترین آمار و تیراژ فروش کتاب در ایران یا مربوط به تعبیر خواب است و یا هنر آشپزی، یکی آداب خوابیدن را یاد می دهد و دیگری آیین خوردن را و این تراژدی غمگینی هست که نشان دهنده افزایش بی سوادی سفید، در عین کاهش بی سوادی سیاه می باشد و اگر کتابی هم می خوانند برای این است که دوستشان سفارش کرده برای خواب رفتن بهتر، کتاب بخوان و نمی دانند و نمی خواهند بدانند و بفهمند که باید کتاب را خواند تا بیدار شد و فعلاً مسیر کتاب و کتاب خوانی و کتاب دانی و سرانجام سواد و توسعه انسانی این است و امید که این راه از سمت ناکجا آباد به مسیر اصلی خود هدایت شود.

وی در ادامه بیان نمود: اگر دانش متخصص در مسیر سالم سازی و پیشرفت به‌کار گرفته نشود و جامعه با علم و اخلاق را نسازد یقینا به رواج بی سوادی سفید کمک کرده است. از این نظر لازم است برنامه ریزی های علمی و اجتماعی در جهت شناخت و بسترسازی نگرش‌ها و الگوهای سواد علمی در نهادهای مختلف جامعه نهادینه سازی گردد. رسالت انسان از آموختن و تعهد و مسئولیتی که هر فرد نسبت به خود و جامعه دارد باید آموزش داده شود وقتی نگاه به آموزش و تربیت، نگاهی سواد محور بر مبنای اصول علمی و اخلاقی باشد علم مسیری مشخص همسو با انسانیت پیدا خواهد کرد و افراد متخصص، متعهد و با اخلاق خواهند بود جامعه دارای سطح مطلوبی از تعاملات و ارتباطات خواهد شد مردمی که می‌دانند چگونه با علم خود رفتار کنند و این یعنی سواد علمی الگویی که برای تحقق آن نیازمند تلاش همه جانبه هستیم.

سعدالدین همچنین افزود: به دلیل عدم برنامه ریزی‌های تخصصی و مؤثر در بخش‌های مختلف در برخی جوامع شناخت و درک مطلوبی از ماهیت پدیده‌ها صورت نمی‌گیرد و بسترسازی‌های استاندارد جهت سالم سازی فرآیند آموزش در راستای تحقق الگوی سواد علمی انجام نمی‌گیرد و نتیجه این عدم توجه و برنامه‌ریزی به ابعاد مختلف توسعه دانش سبب می‌شود ساختارهایی شکل بگیرند که فاقد شاخص‌های تعریف شده هستند

وی در آخر سخنان خویش تاکید داشت: اگر افراد و نهادهای مؤثر در پیشرفت علم دارای الگویی سالم و سازنده نباشند نتیجه آن انحراف از مسیر درست علم خواهد شد خصوصاً در عصر جدید که فناوری نقش اساسی و همه جانبه در تحول و شکوفایی دارد و چنانچه با تکیه بر سواد علمی نتوان به روندی منطبق با استانداردهای جهان پیشرفته دست یافت طبعاً آسیب‌هایی چون بی سوادی سفید شکل گرفته و ترویج می‌یابند معضلی با دامنه گسترده‌ای از تأثیرات ناسالم که آینده علم را تهدید می‌کنند آینده‌ای که نیاز است حالا برای ساختن آن اقدام شود داشتن انسان با علم و اخلاق و جامعه سالم و پیشرفته وظیفه‌ای است که باید متعهدانه برای تحقق آن تلاش شود.

محمد لواف نیز از دیگر کسانی بود که عنوان کرد: به دید شخصی من بی سوادی سفید ، همان گشت و گذار در کانال ها و سایت ها و وبلاگ های گوناگون لازم و غیر لازم ، کنجکاوی بیشمار و دسترسی به منابع اطلاعاتی بی نهایت است. در یک شبانه روز به رفتار فردی و اجتماعی خود اگر نیم نگاهی بیندازیم خواهیم دید که بیشتر لحظات ۲۴ ساعته ما در فضای مجازی یا اینترنت می گذرد ، اگر به این رفتارها هدف دار و جهت دار و کنترل شده نپردازیم و در آن غوطه ور شویم و زمان را ازدست بدهیم ، مبتلا به همان اعتیاد معروف در فضای مجازی می شویم که یا موجب مرگ افراد در برابر آن می گردد چون بیش از ۲۴ ساعت بدون حرکت در برابر آن نشسته و بنیان های خانوادگی سست و به طلاق منجر می شود.

لواف در ادامه تصریح نمود: عده ای یک حس دانش افزایی کذائی از این مسیر برای خود دارند که مدعی هم هستند. هر چند همه آنان تحصیل کرده نیستند که درگیر بیسوادی سفید باشند اما توهم دانایی آنان را درگیر بی سوادی سفید می کند که فقط تصور می کنند زیاد می دانند. چنین افرادی ظرفیت پذیرش نظرات یا اعتقادات دیگران را از دست می دهند. دنیای مجازی برای آنها یعنی تمام کننده اهداف زندگی.

وی همچنین اظهار داشت: باید واقع بین بوده و بدون تعصب اعتراف کنیم که داریم توسط ابزارهایی هدایت می شویم. وقت آن رسیده که افسار زندگی فردی خویش را در دستان خود که قدر مسلم معتمدترین فرد نسبت به خود هستیم بگیریم و علیه هر آنچه که ما را از خود بیخود یا خودباخته و یا تهی از ارزش های والای زندگی و انسانی می سازد، ایستادگی کنیم. برای زندگی مفید و پربار فقط سطح دانش یا آگاهی اجتماعی کافی نیست باید نسبت به موقعیت ، خواسته ها ، بایسته ها و شایسته های خود نیز دانش و آگاهی داشته باشیم. باید به دنبال “سواد زندگی ” برویم تا گرد و غبار زندگی محسوب نشویم. ما انسانیم و انسان خردمند هر دم برای هوشیاری خود باید نگهبانی بیدار و آگاه باشد.

این شهروند در ادامه سخنان خود همچنین یادآورشد: افزایش بصیرت جامعه و عبرت گیری از تاریخ، نکته ای است که همواره مورد توجه جدی مقام معظم رهبری نیز بوده، هر انسانی که از بصیرت بیشتر و کامل تری برخوردار باشد، به همان میزان از ارزش، عظمت و شخصیت والای انسانی بهره مند است. در تاکید این سخن باید گفت دین مقدس اسلام نیز، کسانی را نابینای حقیقی می داند که فاقد بصیرت و بینش عملی، عقلی و دینی هستند. توصیه قرآن کریم و اولیای دین به سیر در زمین و مطالعه تاریخ، برای تفنن و سرگرمی نیست بلکه هدف عبرت گیری و افزایش سطح بصیرت جامعه است تا راه موفقیت و سعادت جوامع قلبی را دنبال کرده و از مسیرهایی که سبب انحراف و لغزش آنها شده، خود را برحذر دارند.

وی در آخر سخنان خود گفت: با بهره گیری از سواد سفید و آشنایی و بهره برداری از ابزارهای مورد نیازی که مهارت های زندگی نامیده می شود، بایستی توانایی انجام رفتار مثبت و سازگارانه را ایجاد کرد تا افراد، امکان کنار آمدن با ضروریات و چالش های زندگی و بهبود کیفیت آن و در نهایت دسترسی به آسایش و آرامش را در زندگی داشته باشند.

در آخر نرگس حیدری به عنوان کارشناس در این باره اظهار داشت: بی سوادی سفید ثمره سیستم آموزشی مدرک گراست. متاسفانه این روزها، سیستم آموزشی کشور به سمت کسب دانش رفته و از مهارت آموزی فاصله زیادی گرفته است، کودکان تنها با ورود به مدارس آموزش‌های تئوری لازم را می‌بینند تا بتوانند در پایان سال نمره قبولی را کسب کنند؛ اما در این میان جای خالی و کمبود مهارت آموزی و حتی کشف استعداد‌های دانش آموزان و در نهایت دانشجویان حس می‌شود این در حالی است که اگر دانشجویی استعداد خود را قبل از ورود به دانشگاه کشف کرده باشد، یا مهارتی کسب کرده که می‌تواند درآن موفق باشد، به راحتی می‌تواند وارد بازار کار شود.

وی همچنین بیان نمود: در حال حاضر چند میلیون نفر فارغ التحصیل جویای کار در کشور داریم؛ بنابراین راه پیدا کردن شغل مناسب، مهارت افزایی است و در صورتی که دانشگاه‌ها به مقوله مهارت آموزی و مهارت افزایی بیش از پیش توجه کنند دانش آموختگان دغدغه کمتری برای پیدا کردن شغل خود در بازار کار خواهند داشت. شاید بهتر است بگوییم امروز جامعه ما با دو مشکل مهم که یکی از آنها مدرک گرایی و دیگری کمبود مهارت می باشد روبه رو است در حالی که بسیاری از مشکلات اقتصاد چه در کشور ما و چه در دیگر کشورها با مهارت آموزی برطرف می‌شود و اشتغال پایدار در قالب آموزش‌های مهارتی رونق می‌گیرد و کشف استعداد‌های نخبه و مهارتی موجب توسعه صنایع و ارتقای فناوری‌های نوین می‌شود از این رو باید تلاش کرد تا با بهره‌گیری از فناوری اطلاعات، حوزه آموزش‌های مهارتی گسترش یابد.آن دسته دانش آموختگانی که دوره‌های مهارتی را در کنار دروس تئوری می‌گذرانند در پیدا کردن شغل مناسب خود در بازار کار کمتر دچار مشکل می‌شوند.

این کارشناس تصریح کرد: از سوی دیگر مدرک با خود یک شان و منزلت اجتماعی به همراه می‌آورد و گروهی این امر را به عنوان منزله‌ای از کمال برای خود تلقی می‌کنند که بر وزن و اقتدار اجتماعی آن‌ها می‌افزاید، البته نباید این موضوع نادیده گرفته شود که بخشی هم با علاقه مندی به علم و دانش و به دلیل برخورداری از ذائقه‌های فرهنگی به سمت تحصیلات گرایش پیدا می‌کنند که در چنین حالتی، اخذ مدرک تبعات منفی به دنبال نخواهد داشت چرا که نیت و نتیجه حاصل از آن، از جنس دیگری خواهد بود و متفاوت با انگیزه‌های سطحی و ظاهری است.

حیدری در ادامه با بیان اینکه یکی دیگر از علل ظهور و بروز چنین پدیده‌ای بحث الگوبرداری‌های صرف است اظهار کرد: در واقع امر، عده‌ای در پی کسب این مدارک به حقوق و مزایای بالا و مطلوبی دست پیدا نموده اند، از این جهت برخی از افراد در جامعه، با امید به دستیابی به موقعیت‌های آنچنانی و برخورداری از یک زندگی مرفه، اقدام به کسب مدرک می‌نمایند.

وی در واکاوی تبعات حاصل از ناهنجاری مدرک گرایی در جامعه عنوان کرد: بالا رفتن سطح توقعات یکی از پیامد‌های چنین عارضه اجتماعی است، در واقع ممکن است فردی با تحصیلات پایین ظرفیت پذیرش بیشتری به اشتغال به مشاغل سطوح پایین‌تر داشته باشد، اما با اخذ مدرک به نوعی دچار خود فریبی شود و به صورت صرف در ذهن خود، اشتغال به مشاغل سطوح بالا و مدیریتی را می‌پروراند که این ذهنیت به نوعی بیکاری پنهان را نیز افزایش می‌دهد چرا که باعث می‌شود در برخی مشاغل با کمبود نیروی انسانی مواجه شویم. درنتیجه انتظار می‌رود، مسئولان مربوط به این امر از جمله وزارت علوم و آموزش و پرورش به این موضوع نگاه جدی تری داشته باشند تا شاید حل این معضل بتواند به اشتغال جوانان و فارغ التحصیلان کمک کنند.

او در ادامه بیان کرد: در سطح جهان احتمال دارد که افراد به علت دلایل شخصی، علاقه و افزایش دانش اقدام به ادامه تحصیل و اخذ مدرک دانشگاهی کنند که این موضوع بد نیست، اما اگر دریافت آن بدون علاقه و تنها بر مبنای جنبه‌های مادی غیر اصولی باشد به هیچ عنوان قابل قبول نخواهد بود. یکی از علل ظهور و بروز پدیده مدرک گرایی گریز متقاضیان اشتغال از فعالیت‌های دستی و گرایش به پشت میزنشینی و فقدان سرمایه کافی به منظور پیشه نمودن مشاغل آزاد و کاهش حجم ادارات دولتی و به تبع آن توجه به متولیان امر گزینش به مدارک بالاتر است.

این کارشناس عنوان کرد: ما باید فکری به حال خودمان بکنیم.باید ببینیم مشکل از کجاست و ببینیم آیا راه حلی برای رفع آن وجود دارد یا خیر. وقتی این را فهمیدیم باید ببینیم چه اقداماتی در راستای این راه حل باید انجام بدهیم و تصمیم ما برای مواجهه با آن چیست؟ یک قسمت تاسف باری که می­خواهم به شما بگویم بیماری­های روانی ماست. این بیماری­های روانی بسیار ناخودآگاه در نقطه­ ی کور ساختار هویتی و شخصیتی و رفتاری ما قرار می­گیرد. حالا اگر من بگویم می­خواهم علمی که دارم را عملی کنم، این بیماری­های روانی اجازه نمی­دهند ما به سمت دانستن و توانستن و افزایش مهارت­ها برویم. هر فرد سالمی یعنی کسی که می­تواند با واقعیت ارتباط برقرار کند و ارتباطات او با دیگران طولانی مدت پیش برود که از نظر جامعه سالم باشد، حداقل ۱۴ نوع اختلال روانی دارد. طبیعی ترین آن، وسواس فکری، افسردگی، استرس و اضطراب است. ما اگر این قسمت مهم را نادیده بگیریم و سراغ پیشگیری یا درمان نرویم و خودمان را نشناسیم و بخواهیم سواد سفیدمان را بالا ببریم، نمی­توانیم موفق شویم چون بیماری­های روانی مانع یادگیری سواد سفید می­شوند.

وی در آخر گفت: پس بدانید در هر سنی که هستید برای شروع کردن دیر است. پس همین حالا دست به کار شوید و از همین الان باید شروع کنید. باید برای سوادآموزی برنامه ریزی داشته باشید. اخلاق و احساس من نباید در اهداف و زندگی ام تأثیرگزار باشد. مثلا وقتی حس و حالم خوب است دنبال سواد سفید بروم و وقتی حسم پایین است بروم بخوابم و زندگی را تعطیل کنم.

اشتراک گذاری