امروز شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۳

گرانی لجام گسیخته و فرهنگ انصاف در استان

کد خبر: 6712
زمان انتشار: ۲ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۷:۴۹ بعد از ظهر -
38 بازدید

یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛

گرانی لجام گسیخته و فرهنگ انصاف در استان

 

با شروع اسفندماه  مطابق سنوات گذشته معمولا بازارها به شدت شلوغ می شوند، خریدهای عید رونق می گیرند و شهروندان هم استانی به رسم همه ساله برای تهیه ملزومات نوروز، از کفش و لباس گرفته تا سفارش شیرینی و خرید آجیل و میوه و… به بازار و مراکز خرید می روند. اما متاسفانه شواهد نشان می دهد، مشکلات اقتصادی و ضربه های مهلکی که در این چند ساله بر پیکره ی در حال احتضار اقتصاد بسیاری از خانواده های سمنانی به ویژه در مناطق محروم و در بین اقشار آسیب پذیر جامعه، نواخته شده، رمقی برای سربلند کردن، ایستادن و چند قدم راه رفتن بسیاری از این خانواده های بعضا آبرومند در بازارهای پر زرق و برق شب عید باقی نگذاشته است!

 

در میانه ی قیمت های سر به فلک کشیده ی انواع آجیل و شیرینی و کفش و لباس، و در ورطه ی بی پایان و بسیار سختِ افزایش سرسام آور قیمت اجاره ها و هزینه های درمان، تحصیل و تعمیر، گاهی صدای نحیف و خفیف فرو ریختن پایه بعضی از زندگی ها و به پایان رسیدن بسیاری از عشق ها و ناقوس دردناک مهاجرت های ناخواسته و ترک وطن و صدای شکستن شیشه امید و انگیزه ها به فردا هم به گوش می رسد. مسئولان عزیزی که علی القاعده باید هم بر اساس وظیفه ای همیشگی به جامعه ی تحت مدیریتشان امید و انگیزه تزریق کنند، هرچه بگویند و تلاش کنند این شریط را گل و بلبل نشان دهند، واقعیت چیز دیگریست. واقعیت، حقوق اندک و دستمزدهای ناچیزیست که کفاف یک خرید بسیار ساده برای عید را هم نمی دهد! حتی افزایش عیدی با فرمول جدید دولت سیزدهم هم نتوانسته مرهمی بر زخم ها باشد. واقعیت، خجالت های مکرر خانواده های هم استانی، در برابر فرزندان است. واقعیت، شرمندگی بازنشسته  عزیز این خطه کویری در برابر نوه هاست. واقعیت، چهار یا پنج میلیون میانگین حقوقی بسیاری از خانواده ها در استان ماست، که با همسر و یکی دو فرزند، و ماهی کنار گذاشتن دو میلیون برای اجاره و قسط وام ها، باید با همان دو سه میلیون باقی مانده، هزینه خورد و خوراک و کیسه برنج حداقل پانصدهزار تومانی و چهارعدد میوه صدهزار تومانی، و رفت و آمد و تعمیر ماشین و سرویس وسایل منزل و دارو و درمان و بهداشت و پُر یا کشیدن یکی دو تا دندان و احیاناً یکی دوتا دعوتی و میهمان داشتن و هزینه های تحصیل فرزندان را تأمین کردن، حیاتش را تضمین کند!

 

از مسئولینی که سیاست های غلط و تصمیم های نادرست اقتصادی آنها، مسبب الاسباب ایجاد چنین وضعیت رنج آوری برای مردم بوده و در کمال ناباوری و در نمایش هایی مضحکه آمیز، گاهی در برابر مردم عزیز، با این مشکلات ابراز هم دردی می کنند انتظاری نیست. بعضی از این مسئولین عزیز در سطح کشور و چه در سطح استان، در دنیایی کاملاً جدا از دنیای اقتصادی ما و شما زندگی می کنند و باور کنید همه یا بخش مهمی از آنچیزی که به عنوان دلسوزی و هم دردی بیان می کنند، یا عموماً مُسَکِّنی برای کاهش وجدان های به درد آمده شان است یا بیان آرزوهایی که ناخودآگاهشان برای فرار از شرمساری های بی پایان جلو پایشان می گذارد.

چند روز قبل یکی از دوستان که در سمنان لباس فروشی دارد،می گفت: «واقعاً فقر بیداد می کند. مردم پولی برای خرید ندارند. برای اولین بار است که می بینم افراد زیادی از شهروندان به مغازه ام مراجعه می کنند و لباسها را قسطی و چندماهه می خرند! در این یک ماهه تعداد خیرینی که برای سفارش لباس برای مجموعه های حمایتی از خانواده های نیازمند به مغازه ام مراجعه کرده اند از تعداد کل مشتری های این چندماهه ام بیشتر بوده است.»

درباره ی گرانی های افسار گسیخته واقعاً نمی دانیم دیگر چه چیزی باید بنویسیم. هر روز برایمان پیام می فرستند که دیگر کم آورده ایم، شما را به خدا بنویسید که این رسمش نیست! جامعه حتی جامعه ی اصیلی مثل جامعه اقتصادی سمنان در حال تبدیل شدن به یک دو قطبی کاملِ دارا و ندار است و اگر چیزی هم در این رابطه می نویسید و نقدی می کنید، فردا به جرم سیاه نمایی از هزار جا زنگ می زنند و تهدید و توصیه می کنند! فقر و نداری در بخش هایی از این استان واقعاً بیداد می کند. متاسفانه شرم داریم، بعضی از اتفاقاتی را که پیامدهای همین مشکلات اقتصادی است و در حال روی دادن در اطراف ماست، به قلم بیاوریم و بنویسیم. اما متأسفانه حتی در همین استان با فرهنگ مسئولینی هستند که هیچ شرمی از نادیده گرفتن چنین مشکلاتی و اولویت دادن به کارهای تکراری، به حرف های تکراری و خسته کننده و به قول ها و عده های تکراری و تهوع آورشان ندارند. در چنین تنگنایی که بسیاری در حال خفه شدن زیر چکمه های سنگین لشکر وحشی فقر هستند، بیایید خود ما مردم به فکر هم باشیم؛ انصاف داشته باشیم، از حال هم خبر بگیریم، توقعات مان را از همدیگر کمتر کنیم و در آستانه سال نو، هرطور شده حتی برای مدت کمی همدیگر را به صبر و تحمل تشویق کنیم.

اشتراک گذاری