امروز سه شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۳
یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

معیشت مردم و افزایش جرائم !

فقر موجب افزایش جرائم مختلف است. کشوری که مردمی فقیر دارد و دولتی که توان حل مشکلات اقتصادی مردم را ندارد حتما شاهد ارتکاب جرائم مختلف و نفرت مردم از حاکمان خواهد بود
کد خبر: 17407
زمان انتشار: ۱۸ شهریور ۱۴۰۲ - ۱۷:۲۱ بعد از ظهر -
192 بازدید

یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

معیشت مردم و افزایش جرائم !

فقر موجب افزایش جرائم مختلف است. کشوری که مردمی فقیر دارد و دولتی که توان حل مشکلات اقتصادی مردم را ندارد حتما شاهد ارتکاب جرائم مختلف و نفرت مردم از حاکمان خواهد بود. زیاد شدن سرقت های کوچک و بزرگ، نزاع های خیابانی در جامعه، کودک آزادی، خشونت نسبت به زنان، احتکار برخی کالاهای ضروری مردم، انواع کلاهبرداری، رواج دروغ، خیانت در خانواده، خودکشی، رشوه، اختلاسهای بزرگ و کوچک، وعده های دروغین، خلف وعده ها، گزارش های خلاف واقع، نشانه هایی از افول اخلاقی است تا جایی که ارتکاب جرائم به صورت سازمان یافته تر و با جسارت بیشتر محتمل خواهد بود و با افزایش تعداد جرم و جنایت امکانات برخورد و کشف و مجازات مجرمین هم هزینه ای مضاعف بر دست دولت می گذارد. اما خطرناکتر از این همه، بی تفاوتی جامعه نسبت به این جرائم است گویی ارتکاب کیف قاپی و سرقت و غیره امری معمول و اینها مسائل عادی زندگی هستند و، دیگر حساسیت کسی را بر نمی انگیزاند.
فشار اقتصادی و مشکلات معیشتی موجب طغیان جوامع خواهد شد؛ این امر مورد قبول تمام صاحب نظران است. قطعا سایر عوامل نیز بر تهییج مردم و اقشار گرفتار مشکلات معیشتی نقش‌آفرینی خواهد کرد و اینگونه نیست که وقتی کسی ارزشهای اخلاقی را نادیده می گیرد، الزاماً تحت فشار مالی باشد اما بحرانهای اقتصادی به ویژه در صورت تداوم، تا اندازۀ زیادی در  رشد آسیب های اخلاقی و اجتماعی در جامعه نقش دارند.
معمولا مردم دوست دارند اخلاق را رعایت کنند، اما وقتی شرایط اقتصادی رو به وخامت می‌گذارد و درآمدها کفاف هزینه های عادی زندگی را نمی دهند، پایبندی به اصول اخلاقی دیگر ساده نیست. نگرانی از دست دادن شغل، ابتلا به بیماری، حقوق پایین و مانند آن بی‌تردید فشار روحی زیادی به فرد وارد می کند. در این شرایط، افراد انگیزه ی عدول از اصول اخلاقی را پیدا می کنند. در این شرایط، افرادی هم که اخلاق مدار هستند با توجیهاتی سعی می کند از قبح عمل غیر اخلاقی خود بکاهد. گاه با این توجیه که به خاطر تامین ضروریات و حداقل های زندگی خانواده ناچارم، گاه با تغییر کلمات مانند تغییر رشوه به هدیه، گاه با این توجیه که همه همینطورند، گاه با این ادعا که اقتضای سیستم همین است، گاه با این سخن که  دارم حق خودم را از جامعه می گیرم و حقم بیش از اینهاست، گاه این توجیه که هزاران میلیارد اختلاس در کشور میشه که دزدی من در این میان گم است و مانند آن، فرد سعی میکند تا رفتار خود را توجیه  و وجدان خود را آرام کند.  بنابراین با این توجیهات، جرائم مختلف در حل مشکلات اقتصادی رخ می دهد و با توجه به شرایط بحرانی جامعه، زمینۀ پذیرش آن در میان مردم فراهم می شود.
آسیب چنین وضعیتی به طبقات محروم اختصاص ندارد. در شرایط فشار اقتصادی، حتی طبقاتی که توانایی مالی مناسبی دارند نیز انگیزۀ زیرپا گذاردن اصول اخلاقی را بیشتر پیدا می کنند. کمی با دقت به اطرافتان بنگرید رفتارهایی مانند دروغ گویی و خلف وعده معاملات ناپسند سیاسی در پشت پرده حتی از کسانی که باید حل مشکلات مردم را بر عهده داشته باشند دیده می شود. اینکه تمام کاندیداهای ریاست جمهوری در دولتی پست می گیرند نشان یک معامله سیاسی پشت پرده دارد که مردم گرسنه را ناامید می سازد.
وقتی برادران روسای جمهور در ادوار سابق محکومیت های کیفری دارند و زمانی که برای طبقه روحانیت نیز دادگاه ویژه روحانیت ساختید یعنی طبقه صاحبان ثروت و قدرت و فضیلت هم دچار افول ارزشهای اخلاقی شدند. وقتی کارخانه داران و سرمایه داران برای گرفتن بیمه یا برای فرار از مالیات، بزرگ نمودن کار خود در کارهای تعمیراتی و غیره اقدام به ارتکاب جرم می کنند، نمونه هایی از محدود نبودن انحراف از اصول اخلاقی به اقشار پایینی جامعه است.  جامعه ای که حساسیتش را نسبت به دروغ، رشوه، اختلاس، دزدی، کلاهبرداری، خشونت و نزاع های خیابانی و مانند آن از دست دهد، دچار افول ارزشی و اخلاقی شده است. تداوم شرایط بحرانی جامعه می تواند به تبدیل ضد هنجارها به هنجارهای نهادینه شده بینجامد. نرخ تورم های بالا، رشد بیکاری جوانان شرایط زندگی را برای همگان سخت و سخت تر کرده است. جمعیت زیر خط فقر بر گستره وسیعی از جمعیت کشور رسیده است. این امر به رشد زیاد آسیب های اخلاقی دامن زده است.
حاکمیت باید به تاثیر رویکردهای سیاسی و اقتصادی خود بر زوال ارزشهای اخلاقی جامعه بیندیشد. پیامبر در آخرین خطبۀ خود بر فراز منبر، به رهبران پس از خویش هشدار داد که مبادا به اقداماتی دست زنند که به فقر مردم منجر شود زیرا که فقر، آنان را از مسیر دین و دینداری خارج می کند.

 

چنانچه حاکمیت نتواند مشکلات معیشتی معلمان، اساتید، دانشگاهها، کارگران و آحاد جامعه را حل نماید، افول ارزشهای اخلاقی موجب تهاجم قطعی اقشار آسیب دیده ناشی از ناتوانی دولت به کلیت حاکمیت خواهد شد که این اتفاق در بیان اشخاص مختلف به انقلاب گرسنگان و …. تعبیر شده است.
این تهاجم تنها یک بهانه اجتماعی می طلبد و اگر چنین بهانه ای به دست عموم مردم بیفتد اعتراض خویش را با زبان حمله و تهاجم و تخریب مطرح خواهند کرد و افول ارزشهای اخلاقی در شعارهایشان نیز متجلی خواهد شد بنابر این حاکمیت حتی اگر به فکر بقای خودش هم هست باید به وظیفه ذاتی خویش در رفع و حل مشکلات معیشتی مردم گامهای اساسی بردارد .
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه که هرگز به جایی نرسد فریاد است

 
 

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *