امروز دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳
تحلیل مهمترین رویدادها و اتفاقات مهم استان در هفته ای که گذشت؛

واکنش ها به اعلام خبر؛ سمنان دومین استان ارزان کشور!

در روزهای تیرماه گرم و سوزان تابستان ۱۴۰۲  ه.ش،  با دوازدهمین شماره تحلیل اخبار استان در سال جدید، دوباره به لطف خدا به میان شما مخاطبین و خوانندگان عزیز هم استانی آمده ایم
کد خبر: 16273
زمان انتشار: ۲۰ تیر ۱۴۰۲ - ۲۳:۳۹ بعد از ظهر -
2576 بازدید

تحلیل مهمترین رویدادها و اتفاقات مهم استان در هفته ای که گذشت؛

واکنش ها به اعلام خبر؛ سمنان دومین استان ارزان کشور!

در روزهای تیرماه گرم و سوزان تابستان ۱۴۰۲  ه.ش،  با دوازدهمین شماره تحلیل اخبار استان در سال جدید، دوباره به لطف خدا به میان شما مخاطبین و خوانندگان عزیز هم استانی آمده ایم. در این صفحه جدید با عنوان تحلیل رخدادهای استان سعی داریم، به رسم سنوات گذشته این صفحه را پر از کلمه و تصویر کنیم تا در کنار شما همراهان همیشگی و عزیز روزنامه محلی پیام استان مطالبی ماندگار با نگاهی ترکیبی و تحول محور از اتفاقات و اخبار استان که در رسانه ها و فضای مجازی تولید و باز نشر می شود را به رشته تحریر در آوریم.

 

دوازدهمین صفحه پیش رو باعنوان تحلیل رخدادهای استان ترکیبی از مباحث مختلف همراه با روایت های از اتفاق های مهم استان در روزهای گذشته است. امید است با چاپ این صفحه در قدیمی ترین روزنامه محلی استان بتوانیم گامی موثر و ارزشمند در حوزه اطلاع رسانی این دیار کویری برداریم…

 

مهمترین مباحث روزهای گرم و سوزان هفته های اول و دوم تیرماه؛ علاوه بر برگزاری مناسبت عید الاکبر؛ عید سعید غدیر خم که حال و هوای خاصی به شهرها و روستاهای استان داده بود،  بار دیگر خبر تلخ یک حادثه تصادف جاده ای در مخور میامی_سبزوار همگان را ناراحت کرد و از برخی کاستی ها این حادثه خبر داد، موضوع و خبر بزرگداشت روز قلم، اعلام خبر استان سمنان بعنوان دومین استان ارزان کشور، برگزاری ماراتن کنکور، و ساماندهی جشن های غدیریه بیشتر خبرساز شد، که امید است نگاه ویژه ای به این موضوعات در سطح استان شود!

 

 

برگزاری کنکور سراسری و عدالت آموزشی!

روزهای پایانی هفته گذشته مسیر دانشگاههای سراسری چهار شهرستان سمنان،شاهرود، دامغان و گرمسار مملو از جمعیتی بود که برای تعیین سرنوشت آینده سازان این استان در ماراتنی به نام غول کنکور به رقابت پرداختند، تا رقابت نزدیک به ده هزار نفر از داوطلبان هم استانی به تیتر رسانه های استان در روزهای گرم سال تبدیل شود‌. سال گذشته براساس مصوبه جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور، کنکور سراسری دو بار در سال برگزار می‌شود و نتایج آن به مدت دو سال برای داوطلبان محفوظ خواهد بود.نوبت اول کنکور امسال در روزهای پایانی دیماه سال گذشته  برگزار شد، طبق قرار قبلی نوبت دوم در نیمه تیر ماه با یکدیگر رقابت پرداختند.

طبق قانون جدید، دروس عمومی از کنکور حذف و سنجش آنها از طریق امتحانات نهایی خواهد بود. یعنی داوطلبان کنکور فقط به پرسش‌های دروس تخصصی پاسخ می‌دهند و دروس عمومی از طریق سوابق تحصیلی آنها (معدل سه سال متوسطه دوم) ارزیابی می‌شود. سابقه تحصیلی، همان نتایج امتحانات نهایی پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم است که به‌صورت هماهنگ کشوری برگزار می‌شود. سهم این نمرات برای پذیرش در سال تحصیلی آینده (۱۴۰۳-۱۴۰۲) ۴۰ درصد قطعی است و سهم نمره کنکور نیز ۶۰ درصد خواهد بود.

پس از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و تاثیر قطعی معدل امتحانات نهایی در کنکور امسال، اهمیت امتحانات نهایی تا حدی بالا رفت که پای دلالان و مافیای کنکور را به این حوزه هم باز کرد. برخی کارشناسان آموزشی معتقدند این مصوبه، مافیای کنکور را به مافیای آموزش و پرورش منتقل می‌کند. مثل اتفاقی که چند وقت  پیش برای امتحانات نهایی و امتحانات ترمیم معدل رخ داد. در آن امتحانات به گفته رسانه‌ها و خود مسئولان چنان تقلب‌های فراگیری با ابزارهای باورنکردنی و گران‌قیمت مثل هندزفری‌های نامرئی، پاک‌کن‌های سیم کارت‌خور و … صورت گرفت که مسئولان برای شناسایی متقلبان مجبور شدند به دستگاه فلزیاب و دستگاه سیگنال‌یاب متوسل شوند!

برای تامین امنیت کنکور امسال نیز چند روز پیش، سازمان سنجش آموزش کشور در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام کرد در روز برگزاری کنکور اینترنت کل کشور قطع خواهد شد. در پی اعتراضات مردمی به قطع سراسری اینترنت، چند ساعت بعد اعلام شد فقط اینترنت حوزه‌های آزمون قطع خواهد شد!!!

در این میان باید پرسید چرا کنکور با وجود این همه حواشی و با آنکه از سال ۱۳۴۸ ه.ش که اولین کنکور سراسری در ایران برگزار شد، امتحان خود را پس داده، نه تنها جمع نشد، بلکه قرار است از این پس دو بار در سال برگزار شود؟!

به گفته ی برخی کارشناسان،کنکور موجب شده که دانش‌آموزان دچار مشکلات روحی شوند اما مافیای کنکور اجازه حذف کنکور را نمی‌دهد! حتی برخی ها معتقدند که مافیای کنکور، بالاتر از وزیر را هم می‌آورند و برمی‌دارند. بنابراین با این شرایط که برای کنکور پیش می‌رود، تا سال‌های سال نمی‌خواهند کنکور را جمع کنند. می‌توانند اما نمی خواهند!»

بسیاری از داوطلبان کنکور، کارشناسان آموزشی، معلمان و افرادی که صابون کنکور سال‌ها قبل به تن‌شان خورده، معتقدند کنکور به شیوه فعلی امتحان خود را پس داده و راه درست این است که ورود به دانشگاه، شبیه دانشگاه‌های خارجی صورت گیرد. وگرنه آنکه از وضع موجود فربه و فربه‌تر می‌شود، مافیای کنکور است و آنکه صدمه روحی و روانی و … می‌بیند، پشت‌کنکوری‌ها هستند. تا وقتی عدالت آموزشی نباشد، فقط اختلاف طبقاتی بیشتر می‌شود!

از طرفی تعیین سهم چهل درصدی سوابق تحصیلی یا همان شرط معدل برای ورود به دانشگاه، ذاتاً اقدام بسیار خوبی است، ولی تا زمانی که زیرساخت این کار را نداریم، حتما ضررش بیشتر است. در شرایطی ‌که زیرساخت برگزاری امتحانات نهایی بدون تقلب در کشور وجود ندارد، باید صبر کنند تا ابتدا زیرساخت‌ها فراهم شود. زیرساخت‌ها هم عجیب و غریب نیستند؛ مجموعه‌ای از ساز و کارهاست که احتمال تقلب را به صفر برساند یا کاهش بدهد. نمی‌گویم در کنکور تقلب نمی‌شود اما احتمالش حداقل است!

برخی از کارشناسان آموزشی می‌گویند:” وقتی امکان کنترل تقلب در امتحانات نهایی وجود دارد، و برخی دانش‌آموزان که توانایی مالی بالاتری دارند، این امکان را دارند که به راحتی ادوات و ابزارهای تقلب را با قیمت‌های بالا بخرند و وارد حوزه امتحان ‌کنند و به این شکل برای خود معدل بالا بخرند و راحت به دانشگاه راه پیدا کنند، واضح است که عدالت آموزشی نمی‌تواند محقق بشود! تا وقتی هم عدالت آموزشی نباشد، فقط اختلاف طبقاتی بیشتر می‌شود. ما گاهی در کشور یک ایده خوب داریم،مثل همین شرط ۴۰ درصدی سوابق تحصیلی، اما راه درست را نمی‌رویم و برای همین به نتایج خوبی هم نمی‌رسیم.

باید قبول کنیم که عدالت آموزشی در حوزه آموزش و پرورش یک طنز است. ما اصلا چیزی به نام عدالت آموزشی در کشور نداریم. شما نتایج رتبه‌های یک تا سه هزار را در کنکور ببینید. سهم دانش‌آموزان دولتی را در رتبه‌های کنکور ببینید. نتایج کنکور در دست بچه‌ پولدارها است. پس هرچقدر فریاد بزنیم که ما طرفدار عدالت آموزشی هستیم، اتفاقی نمی‌افتد. شما اول بیایید همین را حل کنید. خود مافیا به تدریج ضعیف و بعد حذف می‌شود. در کشور ما کارهای خوبی در زمینه آموزش شده اما عدالت آموزشی در ایران قابل دفاع نیست. شرایط دانش‌آموزان دولتی و غیردولتی اصلا قابل قیاس نیست و بیشتر یک شوخی است.  خطرناک‌ترین مافیا؛ مافیای مدارس سمپاد است! سمپاد یا سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان! سطح این مدارس به طرز اغراق‌آمیزی از سطح باقی مدارس بالاتر است. اگر فرزند شهروندی از این استان،بخواهد به این مدرسه برود، باید کنکور بدهد! مافیای مدارس سمپاد به مراتب از مافیای کنکور خطرناک‌تر است. مخاطبان مافیای کنکور، افراد هجده ساله و  دانش‌آموزان کلاس دوازدهم هستند! اما مخاطب مافیای کنکورِ آزمون ورودی سمپاد، کودک کلاس پنجم و ششم دبستان است! مافیا با کلاس‌های به درد نخور و کلاس‌های سنگین و … با روح و روان این بچه بازی می‌کند. والدین هم حواسشان نیست که دارند به تقویت این مافیا کمک می‌کنند.بنا بر برخی گزارشات، گردش مالی مافیای کنکور در حال حاضر چیزی حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار میلیارد تومان در سال است. این را یکی از وزرای دولت قبل هم تایید کرد.

هیچ کس موافق حذف کنکور نیست، اما موافق اصلاح رویه ورود دانش‌آموزان به دانشگاه هستند. لزومی ندارد که همه دانش‌آموزان حتما به دانشگاه بروند. در بعضی از کشورها فقط تعدادی از دانش‌آموزان با استعدادهای خاص وارد دانشگاه می‌شوند. در حالی که در ایران مردم هنوز تصور می‌کنند تنها راه رستگاری فرزندانشان، ورود به دانشگاه است. مثلا در کشوری مثل آلمان اشتیاق سفت و سختی برای ورود به دانشگاه وجود ندارد. فقط سی درصد دانش‌آموزان آلمانی در رشته‌های نظری تحصیل می‌کنند. بیشتر نوجوانان می‌روند مهارت یاد می‌گیرند و صلاحیت حرفه‌ای دارند. آنجا فردی که فوق دکترای مکانیک با بیست سال سابقه تدریس در بهترین دانشگاه آلمان را دارد، با فردی که بیست سال است جوشکاری می‌کند، هم از نظر درآمد و هم از نظر جایگاه اجتماعی، برابرند. اما در ایران فقط مدرک تحصیلی جدی گرفته می‌شود. چون برای جذب استخدام در دستگاه‌های دولتی، مدرک لازم است. نتیجه‌اش می‌شود افزایش مدرک‌های تقلبی! تعداد زیادی از افراد واقعا درس خوانده‌اند و مدرک دارند اما الزاما افراد باسوادی در زمینه تخصص خود نیستند. این در مورد مسئولان هم صدق می‌کند. پس از یک جایی باید تصمیم بگیریم که مدرک‌پروری را کنار بگذاریم. این کارها را که انجام بدهیم، ماجرای مافیای کنکور و مافیای معدل و مافیای سمپاد و … هم خود به خود تمام می‌شوند!

 

روز قلم گذشت؛ اما غم نامه قلم ماند!

هر چند که هفته گذشته روز بزرگداشت قلم بود، و قرار است امروز سه شنبه بیستم تیرماه به همین مناسبت مراسمی در سمنان برگزار شود، تا ضمن پاسداشت این روز، از چند نویسنده هم استانی نیز تجلیل شود، اما نمی توان از نقش قلم به سادگی عبور کرد!

اهالی قلم، فرهنگ، و رسانه به قلم این ودیعه ی خدا، امانت پروردگار، به این لطف سرشار، به این ذائقه ی بی پروای همیشه جوشان، به این تراوش فکر، به این زیبنده ی مجالس، به این بزم آرای لحظه های جاری شده بر صفحات، به این تداوم جریان زندگی، به این بهانه ی بزرگ برای امید، به این موهبت متعالی همیشه زنده، به این زلال بی کران شیرین طعم، به این فریاد بی پایان، و به این بیرق مطالبه جوی همیشه در اهتزاز، می بالند و افتخار می کنند. قلم، اتفاق بزرگ عالم است که خدا به آن سوگند یاد می کند و به هیمنه و ابهت و بزرگیش، می بالد. این رویداد بی بدیل، همیشه باید در اوج باشد، برای مردم، برای جامعه، برای دیروز و امروز و فردا، و برای دردها، برای رنج ها، برای نیازها، برای ناگفته ها، برای به اثبات رساندن حق مستحقان،مستضعفان و به زیر کشاندن ظالمان، متکبران و منافقان! همیشه متقلب فرصت طلب و پست جو!!!

اما چه شده که مدتهاست شمشیر قلم ها در استان سمنان، کمی کند شده اند؟ چه شده که نوک تیز قلم ها، آهسته تر از سال های قبل روی کاغذ می آید و آن شور و هیجان و غوغای سال ها پیش را ندارد؟ چه شده که قلم ها مثل بعضی قدم ها، بی حال و مستور شده اند؟ چه شده گاهی آنانی که خواسته اند، به جای غلبه ی قلب ها، موفق شده اند منفعت ها و مصلحت ها را بر بعضی قلم های استان ما غالب کنند و سودش را ببرند و لذتش را نوش جان نمایند؟ رسالت قلم همین است؟ وظیفه ی قلم اینطور تعریف شده؟ تکلیف قلم را به این صورت نوشته اند و خواسته اند؟ سرنوشت قلم را اینگونه به بازی گرفته اند؟ چه شده و چه بر سر آن قلم های بی تعارف، صریح، شوریده حالسرشار از احساس ، مردمی و همه کس پسند آمده است؟! چه شده و چه بر سر آن قلم های تکلیف محور قوی و مقاوم و صبور و منصف و آینده بین و آینده نگر دهه ی هفتاد و هشتاد منطقه و استان ما آمده است؟چه شده و چه بر سر آن قلم های نقطه زنِ مشکل گشای دل خوشحال کن از سفره ی مسئولین گریزان، آمده است؟!

خیلی ها خواسته اند چنین روزگاری بر قلم های استان با فرهنگ سمنان مستولی شوند، اما خیلی ها با فریادی بلند، با چشمانی باز، با دلی پردرد، با مستنداتی در دست، با قلبی سرشار از شادی های جوانانه و نوجوانانه ی یکی دو دهه قبل، با حسرتی سرشار و با استخوان هایی در گلو و تیر و ترکش هایی به یادگار از طعنه ها و تهدیدها در سینه و در پهلو، همچنان معتقدند که قلم های ده سال پیش، بیست سال پیش، و حتی پنج سال پیش نیستند! در این کارخانه ی عقیم سازی قلم ها، که ژن بی حرمتی و ترس و تهدید به شکایت و تطمیع روزنامه نگاران و خبرنگاران استان از سوی بعضی از صاحبان ِ بی انصاف مناصب!

روز قلم گذشت، اما این روز قلم، روز قلم های پاک و پردل و جرأتیست که برای مردم، برای دردها و رنج ها و مشکلاتشان بنویسند، از امید بنویسند، از فردایی که قرار بود بهتر از امروز باشد. روز قلم گذشت، اما باید به این باور برسند که قلم ها می توانند با نوشتن هایشان، جامعه را به سوی نور و روشنایی و عزت و آزادگی و سربلندی و رستگاری و اخالق محوری هدایت کنند. روز قلم، روز اندیشه است، روز ابزاری که این اندیشه را مثل آبی زلال به دشت تشنه ی تک تک قلب های مردم تقدیم می کند.

 

واکنش ها به اعلام خبر؛ سمنان دومین استان ارزان کشور!

روزهای گذشته به گفته عالی ترین مقام اجرایی دولت در استان سمنان، بر اساس گزارش معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منطقه ای وزارت کشور، استان سمنان دومین استان ارزان کشور در خرداد ماه ۱۴۰۲ معرفی شده است! بر اساس تحلیل خرداد ماه مرکز آمار ایران در شاخص کل تورم نقطه ای ماهانه استانهای کشور، استان سمنان در خرداد ماه ۱۴۰۲ با ثبت رکورد ۳۸/۸ درصد بعد از استان خوزستان به عنوان ، دومین استان ارزان کشور معرفی شده است.

استاندار سمنان اضافه کرده است:” در تحلیل آمار و مستندات ارائه شده در شاخص تورم سالانه نیز، استان سمنان با ۴۸.۱درصد به نسبت میانگین ۴۸.۵ درصد کل کشور، جزو استان های ارزان کشور است!”

اما واقعیت اینکه؛ مسئولین درحالی از این آمارها و نیز نرخ تورم خبر می‌دهند، که مردم با مشاهده رشد قیمت‌ها در بازار و افزایش هزینه‌های زندگی، انتشار چنین آمارهایی را با واقعیت‌ها ناهمگون و متفاوت می‌دانند. در همین رابطه برخی  اقتصاددانان در واکنش به این گزارش‌ها معتقدند که مردم کاهش یا افزایش نرخ تورم، یا گرانترین و ارزانترین شهر و استان خود را، از داخل یخچال خانه‌شان متوجه می‌شوند، نه از اخبار تلویزیون خانه‌شان و نه خبرها و آمارهای مسئولین!!!

همه می دانند؛ در ماه‌های اخیر قیمت کالا‌ها به شدت افزایش یافته است و همین عامل موجب شده، تا نرخ تورم متناسب با این افزایش قیمت کالاها، افزایش یابد و از بازه تک رقمی بودن خارج شود. این افزایش قیمت کالا‌ها در استان‌های مختلف متفاوت بوده و در نتیجه نرخ تورم محاسباتی برای استان‌های مختلف نیز متفاوت خواهد بود. در ماه‌های اخیر و با افزایش قیمت ارز‌های خارجی، قیمت کالا‌های وارداتی و به فراخور آن قیمت کالا‌های داخلی رشد چشمگیری را داشته اند. این رشد چشمگیر قیمت کالا‌ها در حالی رخ داده است که دولت تلاش‌هایی را برای جلوگیری از ورود تکانه‌های بازار ارز به بازار کالا‌ها و خدمات ترتیب داد، اما آن گونه که باید این اقدامات موثر واقع نشد و عملاً یک جهش قیمتی را در کالا‌ها شاهد بودیم.

چندی پیش روزنامه ” جمهوری اسلامی” نوشته بود:”خوب اسـت دولتمردان لیسـتى از اقـلام مصرفـى مـردم و شـاخص‌های اقتصادی زمانى که مسئولیت را از دولت قبل تحویل گرفتنـد در تابلویـى در اتاق کارشان قرار دهند تـا ببینند چه بر سر مردم آورده اند!”

 

این روزنامه جمهوری اسلامی از عملکرد دولت سیزدهم به شدت انتقاد کرده و با تاکید بر اینکه گرانی مردم را کلافه کرده از دولت خواسته است، ببیند چه بر سر مردم آورده است!

واقعیت اینکه؛ شـیب تند افزایـش قیمت ها در بازار ارز، سـکه، خودرو، مواد خوراکى و لـوازم خانگى مردم را کلافه کرده اسـت. چه کسى مسئول افزایش ۳۰ درصدی ایـن اقـلام در مـاههای اخیر اسـت و مسـئولیت آن را برعهده مى گیرد؟ آیا دولتى که با شعار بهبود شرایط اقتصـادی و وضعیت معیشـتى مـردم روی کار آمد، خـود را پاسـخگو در برابر این نابسـامانى ها و ادامه شرایط تحریم و افزایش بیکاری و عم چشم‌انداز مناسب به آینده در میان جوانان مى‌داند؟!

بدون شک؛ امروز هیچ جهاد تبیینی بالاتر از این نیست که ضروریات معیشتی به نحو ملموس و محسوس خاصه برای اقشار آسیب‌پذیر بهبود پیدا کند، و شهروندان هم استانی این واقعیت را در جامعه به صورت واضح لمس کنند نه اینکه از زبان برخی مسئولین بشنوند و آنرا باور نکنند!

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *