امروز جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲
یادداشت روز به قلم احسان پورطاهریان؛

صلاحیت لحظه‌ای!!

اگر شماهم برای خرید لوازم خانگی به یکی از استان‌های غربی کشور سفر کرده باشید، احتمالاً دیده‌اید که در بازارچه‌های شهرهای مرزی، بسیاری از همان وسایل برقی و لوازم خانگی که بi صورت قاچاق وارد کشور می‌شوند
کد خبر: 18861
زمان انتشار: ۳ آذر ۱۴۰۲ - ۱۹:۴۱ بعد از ظهر -
43 بازدید

یادداشت روز به قلم احسان پورطاهریان؛

صلاحیت لحظه‌ای!!

اگر شماهم برای خرید لوازم خانگی به یکی از استان‌های غربی کشور سفر کرده باشید، احتمالاً دیده‌اید که در بازارچه‌های شهرهای مرزی، بسیاری از همان وسایل برقی و لوازم خانگی که بi صورت قاچاق وارد کشور می‌شوند، با قیمتی کمتر از بازار داخلی به فروش می‌رسند و فروشنده‌ها اظهار می‌کنند که این محصول دارای گارانتی نیست و درصورتی‌که خارج از فروشگاه دچار خرابی یا مشکلی شود، به هیچ‌وجه قابل قبول نبوده و به عبارت دیگر اعتبار گارانتیِ آن تا درب مغازه بیشتر نیست!

 

در چندروز اخیر که طبق روال همیشگی، بسیاری از نامزدهای ثبت‌نام کننده در انتخابات مجلس شورای اسلامی و حتی تعداد زیادی از نمایندگان فعلی مجلس، از سوی هیأت‌های اجرایی که به‌نحوی زیرمجموعه‌ی دولت محسوب می‌شوند ردصلاحیت شده و یا صلاحیت آنان احراز نگردید و تعداد زیادی از رسانه‌های حامیِ این ردصلاحیت‌ها، از عبارت “ملاک حال فعلی افراد است” برای توضیح و توجیه چگونگی این فرآیند استفاده کردند، ناخودآگاه یاد همان گارانتی تا دم مغازه افتادم، چراکه ظاهراً تأییدصلاحیت کاندیداها، مدت اعتبار بسیار کوتاهی دارد!

 

علاوه بر این دوره، اگر به دوره‌های گذشته‌ی انتخابات مجلس‌ شورای اسلامی و یا انتخابات ریاست‌جمهوری هم دقت کرده باشید، اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای ریاست‌جمهوری پس از انتخاب شدن به‌عنوان رئیس‌جمهور و در همان سال‌های نخست ریاست‌جمهوری که بر مسند قدرت تکیه می‌زنند، به‌دلیل برخی از موضع‌گیری‌ها عملاً از نگاه شورای نگهبان و مراجع مرتبط، صلاحیت خود را از دست می‌دهند و حتی برخی از این کاندیداها در دوران تبلیغات انتخاباتی و در گرماگرم مناظرات تلویزیونی نیز فاقد صلاحیت می‌شوند.

 

در انتخابات مجلس‌ شورای اسلامی نیز همواره اوضاع به همین منوال بوده و بسیاری از نمایندگان مجلس که برای دوره‌ی بعدی، از همان حوزه‌ی انتخابیه که قبلاً در آن تأیید صلاحیت شده و به مجلس راه‌ یافته‌ بودند کاندیدا می‌شوند، در کمال تعجب و در حالی‌که هم‌زمان نماینده‌ی مجلس بوده و مشغول قانون‌گذاری هستند، ردصلاحیت می‌شوند و کسی نمی‌داند تکلیف قوانینی که در این مدت چندماهه تا پایان دوران نمایندگی توسط این نمایندگانِ فاقد صلاحیت مورد تصویب قرار گرفته‌ است، چه خواهد شد!

در دوره‌های مختلف انتخابات ریاست‌جمهوری، مردم نهایتاً یک هفته تا ده روز پس از تأیید صلاحیت کاندیداها توسط شورای نگهبان به آنها رأی می‌دهند، اما سؤال اینجاست که مگر در طی این چندروز چه اتفاقی رخ می‌دهد که همان کاندیداهای تأیید صلاحیت شده، این صلاحیت را از دست می‌دهند و مردم متهم به انتخاب غلط می‌شوند؟ یا چگونه نمایندگانی که درحال حاضر مشغول قانون‌گذاری بوده و در روزهای پایانی سال، بررسی لوایح مهمی مانند برنامه‌ی توسعه‌ی هفتم کشور، تصویب بودجه‌ی سال آینده و ده‌ها طرح و لایحه را در دستور کار خود دارند، در همین حال صلاحیت نمایندگی را نداشته باشند؟!

استدلال بسیاری از حامیان نظارت استصوابی شورای نگهبان و روند فعلی تأیید و احراز صلاحیت در هیأت‌های اجرایی و نظارت، درخصوص فلسفه‌ی وجودی شورای نگهبان و این پرسش که اساساً چرا باید نهادی وجود داشته باشد که با نظارت استصوابی، صلاحیت نمایندگان را قبل از رأی مردم تأیید و یا رد کند این‌است که اصولاً شورای نگهبان به منزله‌ی یک فیلتر عمل می‌کند و وظیفه‌ی آن، جدا کردن افراد فاقدصلاحیت و جلوگیری از ورود آنان به عرصه‌ی سیاسی و مناصبی مانند ریاست جمهوری و نمایندگی مجلس است.

هرچند که این موضوع در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و پیشتاز در دموکراسی و انتخابات آزاد رایج نیست و معمولاً همه‌ی افرادی که حداقل مدارک مورد نیاز را داشته باشند ثبت‌نام نموده و عملاً پروسه‌ی تأییدصلاحیت نامزدها توسط خود مردم و رأی‌دهندگان انجام می‌گیرد، اما با این‌حال و برفرض ضرورت وجود فیلترهایی مانند هیأت‌های اجرایی و نظارت و همچنین شورای‌نگهبان، باید دید آیا تاکنون این فیلتر درست عمل کرده و آیا توانسته به اهداف مورد نظر برسد؟ به عبارت دیگر مسئولیت تأییدصلاحیت برخی از نمایندگان مجلس و یا رؤسای جمهوری که به ادعای حامیان نظارت استصوابی و روند کنونی، بی‌بصیرت، انحرافی و یا نفوذی نامیده شده‌اند با چه کسی خواهد بود؟!

 

آیا به راستی جز این است که نمایندگان مجلس و رؤسای جمهور پس‌از انتخابات، همان انسان‌های قبل از انتخابات هستند با همان خصوصیات اخلاقی و توانمندی‌های فردی، اما نهادهای متولی تأییدصلاحیت‌ نمی‌خواهند مسئولیت عملکرد خود را بپذیرند و اگر قرار باشد صرفاً به صورت لحظه‌ای، صلاحیت افراد را تأیید کنند و درصورت ناکارآمدی آنان پس از انتخاب شدن توسط مردم، هیچ مسئولیتی را قبول نکنند، اساساً وجود چنین نهادهایی با این ساختار چه ضرورتی دارد؟

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *